چکیده
اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی زمانی (Anxiety Disorder Due to Another Medical Condition) تشخیص داده میشود که اضطراب شدید یا حملات پانیک، پیامد مستقیم فیزیولوژیک یک بیماری جسمانی باشند. این تشخیص با اضطرابی که صرفاً در واکنش روانشناختی به شنیدن خبر بیماری ایجاد میشود تفاوت دارد. اختلالات تیروئید، تومورهای ترشحکننده کاتکولامین، بعضی بیماریهای قلبی و تنفسی، اختلالات عصبی و برخی مشکلات متابولیک میتوانند نشانههایی شبیه اضطراب یا پانیک ایجاد کنند. برای تشخیص، وجود بیماری جسمانی بهتنهایی کافی نیست و باید ارتباط زمانی، زیستی و بالینی معناداری میان بیماری و علائم اضطرابی وجود داشته باشد.
درمان نخست بر شناسایی و کنترل بیماری زمینهای متمرکز است. بااینحال، ترس از نشانههای بدنی، اجتناب، پایش افراطی بدن و نگرانی از بازگشت علائم ممکن است پس از کنترل بیماری نیز ادامه پیدا کنند. در چنین شرایطی، درمان شناختی رفتاری، آموزش روانشناختی و برخی مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی میتوانند در کنار درمان پزشکی مفید باشند. این مقاله معیارهای DSM-5-TR، علائم، علتها، تشخیص افتراقی، درمان، پیشآگهی، مطالعه موردی علمی و راهکارهای پیشگیری را بررسی میکند.
مقدمه
اضطراب همیشه منشأ روانشناختی ندارد. گاهی نخستین علامت یک بیماری جسمانی به شکل تپش قلب، لرزش، تعریق، احساس خفگی، بیقراری یا ترس شدید ظاهر میشود. این نشانهها ممکن است چنان شبیه حمله پانیک باشند که فرد و حتی درمانگر در ابتدا آنها را یک اختلال اضطرابی اولیه بدانند.
از سوی دیگر، هر فرد مبتلا به یک بیماری جسمانی که مضطرب است، به این اختلال مبتلا نیست. نگرانی درباره نتیجه آزمایش، درمان، جراحی، درد یا آینده خانواده میتواند واکنشی قابلفهم به بیماری باشد. تشخیص «اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی» فقط زمانی مطرح میشود که شواهد نشان دهند خود بیماری، از راه سازوکارهای فیزیولوژیک، عامل اصلی اضطراب است.
این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا درمانکردن اضطراب بدون شناسایی علت جسمانی میتواند تشخیص بیماری را به تأخیر بیندازد. در مقابل، نسبتدادن تمام اضطراب فرد به بیماری جسمانی نیز ممکن است باعث نادیدهگرفتن یک اختلال پانیک، اضطراب فراگیر، افسردگی یا اضطراب سلامت شود. ارزیابی دقیق معمولاً به همکاری روانشناس، روانپزشک و پزشک مرتبط با بیماری زمینهای نیاز دارد.
تعریف اختلال
اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی یکی از تشخیصهای فصل اختلالات اضطرابی در DSM-5-TR است. ویژگی اصلی آن وجود اضطراب برجسته یا حملات پانیک در نتیجه مستقیم یک بیماری جسمانی است. کد تشخیصی مرتبط در نظام ICD-10-CM، کد F06.4 است.
برای نمونه، ترشح بیش از حد هورمونهای تیروئیدی میتواند بر ضربان قلب، خواب، تحریکپذیری و فعالیت دستگاه عصبی اثر بگذارد. تومور فئوکروموسیتوما نیز با ترشح کاتکولامینها میتواند دورههایی از تپش قلب، تعریق، لرزش و احساس وحشت ایجاد کند. در این نمونهها، اضطراب صرفاً یک برداشت ذهنی از بیماری نیست، بلکه ممکن است بخشی از آثار زیستی آن باشد.
بااینحال، وجود همزمان اضطراب و بیماری جسمانی رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند. پزشک باید بررسی کند که آیا بیماری موردنظر از نظر علمی قادر به ایجاد علائم اضطرابی است، آیا شروع و شدت اضطراب با روند بیماری هماهنگ بوده و آیا توضیح دیگری برای علائم وجود دارد یا خیر.
علائم اختلال
تظاهر این اختلال به نوع بیماری زمینهای بستگی دارد. در برخی افراد، اضطراب مداوم غالب است و در بعضی دیگر، دورههای ناگهانی و حملهمانند دیده میشود.
هیجانی
- احساس ترس یا وحشت بدون علت روانشناختی روشن
- احساس قریبالوقوعبودن یک اتفاق خطرناک
- بیقراری و ناتوانی در آرامشدن
- تحریکپذیری
- احساس درماندگی در برابر نشانههای جسمانی
شناختی
- تمرکز افراطی بر ضربان قلب، تنفس یا سایر احساسهای بدنی
- تفسیر نشانهها بهعنوان علامت مرگ، خفگی یا از دست دادن کنترل
- نگرانی درباره بازگشت حملهها
- دشواری تمرکز
- احساس گیجی یا کاهش وضوح ذهنی
علائم جسمانی
- تپش یا افزایش ضربان قلب
- لرزش
- تعریق
- تنگی نفس
- درد یا فشار قفسه سینه
- سرگیجه
- تهوع یا ناراحتی گوارشی
- احساس گرما یا سرمای ناگهانی
- ضعف، خستگی یا بیخوابی
- تغییر فشار خون
رفتاری
- مراجعه مکرر به اورژانس یا مطبهای مختلف
- اجتناب از فعالیت بدنی به دلیل ترس از افزایش ضربان قلب
- بررسی مکرر فشار خون، نبض یا سطح اکسیژن
- همراهبردن دائمی دارو یا دستگاههای سنجش
- محدودکردن رفتوآمد، رانندگی یا تنها ماندن
- اطمینانخواهی مداوم از اعضای خانواده
در علائم بینفردی و عملکردی
علائم ممکن است موجب غیبت از کار، کاهش تمرکز، اختلال خواب، وابستگی به نزدیکان، محدودشدن روابط اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی شوند. وجود یک یا چند علامت جسمانی بهتنهایی برای تشخیص این اختلال کافی نیست؛ زیرا همان علامتها ممکن است بخشی از خود بیماری جسمانی باشند و بدون اضطراب بالینی رخ دهند.
معیارهای DSM-5-TR
معیارهای DSM-5-TR را میتوان به زبان بازنویسیشده چنین توضیح داد:
- اضطراب یا حملات پانیک باید ویژگی غالب تصویر بالینی باشند. فرد ممکن است اضطراب منتشر، نگرانی شدید یا دورههای ناگهانی ترس همراه با نشانههای بدنی داشته باشد.
- شواهدی از ارتباط مستقیم با بیماری جسمانی وجود داشته باشد. شرح حال، معاینه جسمانی یا یافتههای آزمایشگاهی باید نشان دهند که علائم پیامد فیزیولوژیک مستقیم بیماری دیگری هستند.
- یک اختلال روانشناختی دیگر توضیح مناسبتری ارائه نکند. برای مثال، اضطراب نباید با اختلال پانیک اولیه، اضطراب فراگیر، اضطراب سلامت، اختلال سازگاری یا اختلال استرس پس از سانحه بهتر توجیه شود.
- علائم منحصراً در جریان دلیریوم رخ نداده باشند. فردی که در اثر عفونت، اختلال متابولیک یا دارو دچار گیجی حاد و نوسان هوشیاری شده است، ابتدا باید از نظر دلیریوم ارزیابی شود.
- اضطراب موجب ناراحتی بالینی یا افت عملکرد شود. وجود تپش قلب یا بیقراری بدون ناراحتی و اختلال قابلتوجه، لزوماً تشخیص روانپزشکی ایجاد نمیکند.
- الگوی غالب علائم مشخص شود. در بعضی افراد اضطراب منتشر و در بعضی دیگر حملات پانیک برجستهتر هستند.
مدت ثابتی مانند معیار ششماهه اختلال اضطراب فراگیر برای این تشخیص تعیین نشده است. زمانبندی باید با شروع، تشدید یا بهبود بیماری جسمانی ارتباط منطقی داشته باشد.
علتها
علت اصلی این اختلال، اثر مستقیم یک بیماری جسمانی بر سامانههایی است که در برانگیختگی، احساس خطر، ضربان قلب، تنفس و تنظیم هیجان نقش دارند. سازوکار دقیق در بیماریهای مختلف یکسان نیست.
عوامل زیستی و عصبی
برخی بیماریها فعالیت دستگاه عصبی خودکار را افزایش میدهند. افزایش کاتکولامینها میتواند تپش قلب، لرزش، تعریق و احساس آمادهباش شدید ایجاد کند. اختلالات عصبی نیز ممکن است شبکههای مغزی مرتبط با ترس، تنظیم هیجان یا ادراک احساسهای بدنی را تحت تأثیر قرار دهند.
عوامل غدد درونریز و متابولیک
پرکاری تیروئید از شناختهشدهترین بیماریهایی است که با بیقراری، اضطراب، تحریکپذیری، لرزش و بیخوابی همراه میشود. فئوکروموسیتوما نیز میتواند دورههای حملهمانند ناشی از ترشح کاتکولامین ایجاد کند. افت قند خون، اختلالات کلسیم و برخی اختلالات غدد فوقکلیوی نیز بسته به شرایط بیمار باید بررسی شوند. در یک مطالعه آیندهنگر روی ۱۷۶ بیمار مبتلا به پرکاری تیروئید، علائم اضطراب پس از درمان بیماری کاهش یافت، هرچند در تعدادی از بیماران مشکلات روانشناختی پس از طبیعیشدن عملکرد تیروئید نیز ادامه داشت.
عوامل قلبی و تنفسی
آریتمی، نارسایی قلبی، آسم، بیماری مزمن انسدادی ریه، کاهش اکسیژن و بعضی وضعیتهای حاد قلبی یا ریوی میتوانند نشانههایی بسیار شبیه اضطراب ایجاد کنند. نفستنگی واقعی ممکن است به ترس از خفگی منجر شود و این ترس، تنفس سریع و احساس تنگی نفس را بیشتر کند.
عوامل عصبی
صرع، بیماری پارکینسون، سکته مغزی، آسیب مغزی، مولتیپل اسکلروزیس و برخی اختلالات دهلیزی ممکن است با اضطراب همراه باشند. در این بیماریها همیشه نمیتوان سهم تغییرات عصبی، ناتوانی جسمانی و واکنش روانشناختی فرد را کاملاً از یکدیگر جدا کرد.
عوامل روانشناختی و اجتماعی
عامل مستقیم این تشخیص جسمانی است، اما عوامل روانشناختی میتوانند شدت و تداوم علائم را تغییر دهند. تجربه یک حمله شدید، مشاهده بستریشدن دیگران، حمایت اجتماعی کم، سابقه اضطراب یا تفسیر فاجعهآمیز نشانههای بدن ممکن است پس از آغاز بیماری، چرخه اضطراب را تقویت کنند. بنابراین مدل مناسب، یک مدل زیستی ـ روانی ـ اجتماعی است؛ با این تفاوت که برای این تشخیص باید اثر فیزیولوژیک بیماری در مرکز مدل قرار داشته باشد.
عوامل خطر
دادههای اختصاصی درباره عوامل خطر این تشخیص محدود است. عوامل زیر بیشتر بهعنوان شرایط افزایشدهنده احتمال یا نشانههای هشدار بالینی مطرح میشوند:
- ابتلا به بیماریهایی که میتوانند دستگاه عصبی خودکار یا سامانه هورمونی را فعال کنند
- شروع ناگهانی اضطراب در سنین بالاتر
- نبود سابقه روشن اختلال اضطرابی پیش از بیماری جسمانی
- همزمانی حملات با تغییر فشار خون، قند خون، ضربان قلب یا عملکرد تنفسی
- اضطراب مقاوم به درمانهای معمول روانشناختی یا دارویی
- وجود نشانههای غیرمعمول مانند کاهش وزن، اسهال، تب، تعریق شدید، غش یا ضعف عصبی
- بیماری عصبی یا غدد درونریز شناختهشده
- سابقه خانوادگی بعضی بیماریهای ارثی، مانند برخی تومورهای غدد درونریز
- تأخیر در تشخیص یا کنترل ناکافی بیماری زمینهای
- سابقه اضطراب که فرد را نسبت به احساسهای بدنی حساستر میکند
عامل خطر با علت مستقیم یکسان نیست. برای مثال، سابقه خانوادگی اضطراب ممکن است آسیبپذیری فرد را بیشتر کند، اما برای تشخیص این اختلال همچنان باید نقش فیزیولوژیک بیماری جسمانی اثبات شود.
شیوع و همهگیرشناسی
شیوع دقیق این اختلال در سطح جهان مشخص نیست. بسیاری از پیمایشهای بزرگ، آن را جداگانه اندازهگیری نکردهاند و در محیطهای بالینی نیز ممکن است بهعنوان اختلال پانیک، اضطراب فراگیر یا صرفاً «علائم اضطرابی همراه بیماری» ثبت شود.
در یک پیمایش جمعیتی مبتنی بر DSM-5 روی ۱۰٬۷۷۸ بزرگسال در پکن، فقط پنج مورد با سابقه مادامالعمر و دو مورد جاری شناسایی شدند؛ هر دو برآورد کمتر از ۰٫۱ درصد بودند. این یافته نشان میدهد تشخیص رسمی در آن نمونه نادر بوده است، اما نمیتوان آن را مستقیماً به سایر کشورها یا نظامهای سلامت تعمیم داد.
در مقابل، علائم اضطرابی در بعضی بیماریهای جسمانی بسیار شایعتر از خود تشخیص DSM هستند. در مطالعه آیندهنگر بیماران پرکاری تیروئید، ۴۰٫۵ درصد در شروع مطالعه اضطراب متوسط یا شدید داشتند؛ اما این عدد به معنی آن نیست که همه آنها معیارهای اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی را داشتهاند. تفاوت میان «نشانه اضطراب»، «یک اختلال اضطرابی اولیه» و «اضطراب ناشی از اثر مستقیم بیماری» باید در تفسیر آمار حفظ شود.
سیر بالینی
سیر اختلال معمولاً با روند بیماری زمینهای ارتباط دارد. در پرکاری تیروئید، اضطراب ممکن است همزمان با افزایش هورمونها آغاز شود و با درمان کاهش یابد. اما در فئوکروموسیتوما، حملات ممکن است دورهای باشند و با تپش قلب، تعریق، لرزش یا افزایش فشار خون همراه شوند و در بیماریهای تنفسی، اضطراب ممکن است هنگام تشدید تنگی نفس یا فعالیت بدنی بیشتر شود.
بااینحال، رابطه همیشه کاملاً موازی نیست. مطالعات آیندهنگر در پرکاری تیروئید نشان دادهاند که اضطراب و اختلال کیفیت زندگی پس از درمان جسمانی بهبود مییابند، اما بخشی از مشکلات ممکن است ماهها پس از کنترل بیماری باقی بمانند. در این مرحله، یادگیری ترس، حساسیت به نشانههای بدن، اجتناب و نگرانی از عود میتوانند نقش مهمتری پیدا کنند.
بنابراین میتوان دو مرحله را از هم جدا کرد: در مرحله نخست، تغییر فیزیولوژیک بیماری محرک اصلی است؛ در مرحله دوم، حتی پس از کاهش محرک جسمانی، چرخههای شناختی و رفتاری ممکن است اضطراب را حفظ کنند.
پیشآگهی
پیشآگهی بیش از هر چیز به نوع بیماری زمینهای، امکان درمان آن، مدت تأخیر در تشخیص و وجود مشکلات روانشناختی همراه بستگی دارد. هنگامی که علت جسمانی قابلدرمان باشد و زود شناسایی شود، ممکن است اضطراب بهطور چشمگیری کاهش یابد. در گزارشهایی از فئوکروموسیتوما، حملات شدید پس از برداشتن تومور از بین رفتهاند.
پیشآگهی ممکن است ضعیفتر باشد اگر:
- بیماری مزمن، پیشرونده یا عودکننده باشد؛
- فرد مدت زیادی از فعالیتها اجتناب کرده باشد؛
- افسردگی یا اختلال اضطرابی اولیه نیز وجود داشته باشد؛
- ترس از نشانههای بدنی پس از کنترل بیماری ادامه پیدا کند؛
- فرد درمان پزشکی را نامنظم دنبال کند؛
- تشخیص جسمانی با تأخیر انجام شود.
پژوهش طولی اختصاصی درباره پیشآگهی این تشخیص اندک است. بنابراین نباید درصد ثابتی برای بهبودی یا عود اعلام کرد. شواهد بیماریهایی مانند پرکاری تیروئید نشان میدهند که درمان علت جسمانی ضروری است، اما همیشه برای رفع کامل ناراحتی روانشناختی کافی نیست.
عوارض اختلال
عوارض احتمالی عبارتاند از:
- تأخیر در تشخیص بیماری جسمانی
- مراجعههای مکرر و پراکنده پزشکی
- مصرف طولانی یا نامناسب داروهای آرامبخش
- اجتناب از فعالیت بدنی، رانندگی، سفر یا تنها ماندن
- کاهش آمادگی جسمانی
- اختلال خواب
- غیبت شغلی و کاهش بهرهوری
- وابستگی به اعضای خانواده
- افسردگی ثانویه
- مصرف الکل یا دارو برای کنترل خودسرانه اضطراب
- کاهش پایبندی به درمان بیماری جسمانی
- تشدید برداشت فاجعهآمیز از نشانههای بدن
یکی از عوارض مهم، ایجاد دوگانگی کاذب میان «جسمی» و «روانی» است. ممکن است فرد احساس کند پزشکان علائم جسمانی او را جدی نمیگیرند، یا برعکس، از پذیرش نقش اضطراب در تداوم مشکل خودداری کند. درمان هماهنگ باید هر دو بخش را معتبر بداند.
تأثیر اختلال بر زندگی
فرد ممکن است از ترس تپش قلب، نفستنگی یا سرگیجه، فعالیتهایی را که زمانی عادی بودهاند متوقف کند. رفتن به محل کار، ورزش، حضور در جمع، سفر یا حتی حمامکردن ممکن است به موقعیتهای اضطرابآور تبدیل شوند.
در روابط خانوادگی، نزدیکان ممکن است دائماً نقش مراقب را بر عهده بگیرند. اطمینانبخشی مکرر در کوتاهمدت فرد را آرام میکند، اما گاهی وابستگی و تردید نسبت به توانایی مقابله را افزایش میدهد. هزینه آزمایشها، غیبت از کار و مراجعههای تکراری نیز میتوانند فشار اقتصادی ایجاد کنند.
در بیماریهای جسمانی مزمن، اضطراب با کیفیت زندگی پایینتر و محدودیت عملکردی بیشتر همراه است. در مطالعات بیماران پرکاری تیروئید، پارکینسون، آسم و بیماری مزمن ریوی، کاهش اضطراب با بهبود عملکرد، اجتناب و کیفیت زندگی همراه بوده است؛ هرچند این مطالعات لزوماً افراد دارای تشخیص DSM موردبحث را جدا نکردهاند.
اختلالات همراه
مشکلات همراه احتمالی شامل موارد زیر هستند:
- اختلال افسردگی اساسی
- اختلال پانیک اولیه
- اختلال اضطراب فراگیر
- اضطراب سلامت یا اختلال اضطراب بیماری
- اختلال علائم جسمانی
- اختلال سازگاری
- اختلال خواب
- اختلالات مصرف مواد
- اختلال شناختی یا دلیریوم در برخی بیماریهای عصبی و متابولیک
وجود بیماری جسمانی، تشخیص یک اختلال اضطرابی اولیه را رد نمیکند. برای مثال، فردی ممکن است پیش از ابتلا به پرکاری تیروئید اختلال پانیک داشته باشد و پس از بیماری، حملاتش شدیدتر شوند. در این وضعیت، پزشک باید تعیین کند چه مقدار از علائم به بیماری، چه مقدار به اختلال اولیه و چه مقدار به تعامل این دو مربوط است.
افسردگی نیز اهمیت ویژهای دارد. در مطالعه بیماران پرکاری تیروئید، اضطراب، افسردگی، افت عملکرد و کاهش کیفیت زندگی با یکدیگر ارتباط داشتند و برخی مشکلات پس از کنترل تیروئید ادامه یافتند.
تشخیص
تشخیص با یک آزمایش واحد یا پرسشنامه اضطراب انجام نمیشود. ارزیابی معمولاً شامل مراحل زیر است:
شرح حال زمانی
پزشک بررسی میکند علائم چه زمانی شروع شدهاند، آیا پیش از بیماری جسمانی نیز وجود داشتهاند و آیا با تشدید یا بهبود بیماری تغییر میکنند. شروع ناگهانی اضطراب در سنین بالاتر یا تغییر چشمگیر الگوی قبلی اهمیت دارد.
شرح دقیق حملات
زمان، مدت، محرک، علائم جسمانی، سطح هوشیاری، فشار خون، ضربان قلب، داروهای مصرفی و وضعیت فرد پس از حمله بررسی میشوند.
سابقه پزشکی و دارویی
بیماریهای تیروئیدی، قلبی، تنفسی، عصبی و متابولیک، مصرف کافئین و مواد، تغییر داروها و قطع ناگهانی بعضی داروها باید ارزیابی شوند.
معاینه و بررسی پزشکی
آزمایشها بر اساس علائم انتخاب میشوند و ممکن است شامل بررسی عملکرد تیروئید، قند خون، الکترولیتها، شمارش خون، نوار قلب یا ارزیابی تنفسی باشند. آزمایش کاتکولامین یا تصویربرداری غدد فوقکلیوی فقط در صورت وجود نشانههای بالینی مناسب انجام میشود؛ آزمایش گسترده و بدون اندیکاسیون میتواند نتایج کاذب و اضطراب بیشتر ایجاد کند.
ارزیابی روانشناختی
مصاحبه بالینی مشخص میکند که آیا معیارهای اختلال پانیک، اضطراب فراگیر، اضطراب سلامت، افسردگی یا اختلال سازگاری وجود دارند. پرسشنامهها میتوانند شدت علائم را بسنجند، اما علت آنها را تعیین نمیکنند.
شواهد علیت
تشخیص قویتر میشود اگر بیماری از نظر شناختهشده قادر به ایجاد اضطراب باشد، علائم پس از آغاز بیماری ایجاد شده باشند، با نشانگرهای جسمانی تغییر کنند و پس از درمان علت زمینهای کاهش یابند.
تشخیص افتراقی
اختلال پانیک
در اختلال پانیک اولیه، حملات مکرر و غیرمنتظرهاند و با نگرانی از حملات بعدی یا تغییر رفتار ادامه پیدا میکنند، اما شواهد کافی از علت مستقیم جسمانی وجود ندارد. در تشخیص موردبحث، حملات ممکن است با تغییرات واقعی فشار خون، هورمون، ریتم قلب یا تنفس مرتبط باشند.
اختلال اضطراب فراگیر
نگرانی در اضطراب فراگیر درباره چند حوزه زندگی است و معمولاً حداقل شش ماه ادامه دارد. در اضطراب ناشی از بیماری جسمانی، اضطراب باید پیامد مستقیم بیماری باشد و الزام ششماهه وجود ندارد.
اختلال سازگاری با اضطراب
در اختلال سازگاری، فرد در واکنش روانشناختی به تشخیص بیماری، محدودیت یا پیامدهای آن مضطرب میشود. در اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی، سازوکار فیزیولوژیک بیماری علت اصلی است.
اختلال اضطراب بیماری و اختلال علائم جسمانی
در این اختلالات، نگرانی، توجه افراطی و تفسیر فرد از سلامت نقش مرکزی دارند. ممکن است بیماری جسمانی وجود داشته باشد، اما اضطراب با شدت واقعی بیماری تناسب نداشته باشد و از اثر مستقیم فیزیولوژیک آن ناشی نشده باشد.
اختلال اضطرابی ناشی از مواد یا دارو
اگر علائم بر اثر مسمومیت، ترک مواد یا مصرف دارویی مانند محرکها، کورتیکواستروئیدها یا بعضی داروهای تنفسی ایجاد شده باشند، تشخیص در گروه ناشی از مواد یا دارو قرار میگیرد، نه ناشی از بیماری جسمانی.
دلیریوم
نوسان هوشیاری، اختلال توجه، گیجی و شروع حاد بیشتر به نفع دلیریوم هستند. اضطراب در جریان دلیریوم بهتنهایی این تشخیص را توجیه نمیکند.
نشانههای طبیعی خود بیماری
تپش قلب، لرزش یا تنگی نفس بدون ترس، نگرانی یا افت عملکرد روانشناختی، لزوماً اختلال اضطرابی محسوب نمیشوند.
درمان اختلال
این بخش یعنی درمان معمولاً چهار جزء دارد:
- بررسی وضعیت فوری: ابتدا باید وضعیتهای خطرناک مانند آریتمی شدید، کاهش اکسیژن، افت قند، بحران تیروئیدی یا فئوکروموسیتوما ارزیابی شوند.
- درمان بیماری زمینهای: کنترل تیروئید، درمان اختلال قلبی یا تنفسی، اصلاح اختلال متابولیک یا درمان بیماری عصبی در اولویت است.
- کنترل علائم اضطرابی: اگر اضطراب شدید باشد یا پس از کنترل بیماری باقی بماند، رواندرمانی و در موارد منتخب دارودرمانی بررسی میشوند.
- توانبخشی و پیشگیری از عود: فرد باید بهتدریج فعالیتهای ایمن را از سر بگیرد، نشانههای هشدار پزشکی را از علائم اضطراب تفکیک کند و برنامه پیگیری داشته باشد.
بهبود موفق معمولاً میان پزشک و متخصص سلامت روان هماهنگ میشود. رواندرمانی جای درمان بیماری جسمانی را نمیگیرد و درمان جسمانی نیز همیشه ترس آموختهشده و اجتناب را از بین نمیبرد.
دارودرمانی
داروی واحد و اختصاصی برای این تشخیص وجود ندارد. انتخاب درمان به بیماری زمینهای، شدت اضطراب، سن، داروهای دیگر و خطر تداخل بستگی دارد.
در بعضی بیماریها، درمان پزشکی خود باعث کاهش نشانههای اضطرابی میشود. برای مثال، کنترل پرکاری تیروئید یا درمان تومور ترشحکننده کاتکولامین میتواند منبع برانگیختگی فیزیولوژیک را کاهش دهد. برخی داروهای قلبی نیز ممکن است بهعنوان بخشی از درمان بیماری زمینهای، تپش یا لرزش را کمتر کنند؛ اما مصرف خودسرانه آنها خطرناک است.
اگر اضطراب بالینی پس از درمان علت جسمانی ادامه داشته باشد، روانپزشک ممکن است داروهای رایج درمان اختلالات اضطرابی، مانند بعضی مهارکنندههای بازجذب سروتونین یا سروتونین ـ نورآدرنالین را بررسی کند. انتخاب باید با توجه به ریتم قلب، فشار خون، عملکرد کبد و کلیه، خطر خونریزی، تشنج و سایر داروهای بیمار انجام شود.
بنزودیازپینها در برخی شرایط کوتاهمدت به کار میروند، اما خطر وابستگی، تحمل، اختلال حافظه، زمینخوردن، تشدید مشکلات تنفسی و علائم ترک دارند. قطع ناگهانی آنها نیز میتواند اضطراب شدید ایجاد کند. بنابراین هیچ دارویی نباید بدون ارزیابی و نظارت پزشک شروع، کم یا قطع شود.
درمانهای روانشناختی
پژوهش مستقیم درباره رواندرمانی افرادی که دقیقاً تشخیص DSM-5-TR این اختلال را دارند، بسیار محدود است. بیشتر شواهد از درمان اضطراب در بیماران مبتلا به پارکینسون، آسم، بیماری مزمن ریوی، مشکلات تیروئیدی یا اضطراب سلامت به دست آمدهاند. بنابراین درمان باید با وضعیت پزشکی فرد سازگار شود.
مداخلات قابلبررسی عبارتاند از:
- درمان شناختی رفتاری تطبیقیافته با بیماری جسمانی
- مواجهه تدریجی با فعالیتها و احساسهای بدنی، فقط پس از تأیید ایمنی پزشکی
- آموزش روانشناختی
- مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی
- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
- آموزش تنظیم تنفس
- حل مسئله و مدیریت استرس
- مداخلات خانوادگی
- توانبخشی رفتاری و بازگشت تدریجی به فعالیت
دو رویکردی که در ادامه مفصلتر توضیح داده میشوند، درمان شناختی رفتاری و مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی و پذیرش هستند.
شرح حداقل دو درمان روانشناختی مبتنی بر شواهد
درمان اول: درمان شناختی رفتاری تطبیقیافته با بیماری جسمانی
مبانی درمان
CBT بر این اصل استوار است که بیماری جسمانی ممکن است احساسهای واقعی و ناخوشایند ایجاد کند، اما تفسیر فاجعهآمیز، توجه انتخابی، اجتناب و رفتارهای ایمنیبخش میتوانند شدت اضطراب و ناتوانی را بیشتر کنند.
هدف درمان متقاعدکردن فرد به «خیالیبودن» علائم نیست. درمانگر میان سه دسته تمایز ایجاد میکند:
- نشانههایی که نیاز به اقدام پزشکی فوری دارند؛
- نشانههای قابلانتظار و کنترلشده بیماری؛
- برانگیختگیهایی که اضطراب آنها را تشدید میکند.
ارزیابی و مفهومسازی
در جلسات نخست، زمان وقوع نشانهها، افکار همراه، رفتارهای فرد و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت ثبت میشوند. برای مثال، فردی پس از افزایش ضربان قلب ممکن است فکر کند «الان قلبم متوقف میشود»، فوراً بنشیند، نبضش را چندین بار بررسی کند و به اورژانس برود. این رفتارها اضطراب را موقتاً کاهش میدهند، اما باور خطرناکبودن هر افزایش ضربان را تقویت میکنند.
آموزش روانشناختی
درمانگر با همکاری پزشک توضیح میدهد کدام نشانهها از بیماری ناشی میشوند، چه محدودهای قابلانتظار است و چه زمانی مراجعه فوری لازم است. داشتن یک برنامه روشن، جایگزین اطمینانخواهی نامحدود میشود.
بازسازی شناختی
افکار قطعی مانند «هر سرگیجه یعنی سکته» بررسی میشوند. هدف، جایگزینی خوشبینی غیرواقعی نیست؛ بلکه رسیدن به ارزیابی متعادل است: «این نشانه باید طبق برنامه بررسی شود، اما تجربههای قبلی نشان میدهند همیشه به معنی فاجعه نیست.»
کاهش رفتارهای ایمنیبخش
بررسی مکرر نبض، جستوجوی اینترنتی، تماس پیدرپی با اعضای خانواده یا اجتناب کامل از فعالیت بهتدریج کاهش مییابند. این تغییر باید با برنامه پزشکی هماهنگ باشد.
مواجهه تدریجی
اگر پزشک فعالیت را ایمن بداند، فرد بهتدریج به پیادهروی، تنها ماندن، رفتن به محل کار یا سایر فعالیتهای اجتنابشده بازمیگردد. مواجهه با احساسهای بدنی عمدی، مانند بالا بردن ضربان قلب، در بیماریهای قلبی، تنفسی یا غدد درونریز فقط با تأیید صریح پزشک انجام میشود.
تکالیف بین جلسات
- ثبت موقعیت، فکر، احساس و رفتار
- آزمایش پیشبینیهای فاجعهآمیز
- کاهش تدریجی سنجشهای غیرضروری
- تمرین بازگشت به فعالیت
- مرور برنامه اقدام پزشکی
شواهد اثربخشی
در یک کارآزمایی تصادفی روی ۴۸ بیمار مبتلا به پارکینسون و اضطراب، ده جلسه CBT موجب کاهش بیشتر اضطراب اختصاصی پارکینسون، بهویژه اضطراب موقعیتی و رفتار اجتنابی، شد و بهبود در پیگیری سه و ششماهه حفظ شد.
در کارآزمایی دیگری روی ۹۰ بزرگسال مبتلا به اضطراب مرتبط با آسم، CBT اینترنتی هشتهفتهای با هدایت درمانگر، فاجعهسازی درباره آسم، اجتناب و مشکلات کیفیت زندگی را بیش از مراقبت معمول کاهش داد؛ بهبودها در پیگیری ششماهه باقی ماندند. عملکرد تنفسی اندازهگیریشده تغییر نکرد، که نشان میدهد رواندرمانی بیشتر نحوه تفسیر و مدیریت بیماری را تغییر داده است، نه اینکه مستقیماً بیماری ریوی را درمان کند.
یک کارآزمایی کوچکتر در بیماران COPD نیز نشان داد CBT گروهی میتواند علائم اضطراب و افسردگی همراه بیماری مزمن ریوی را کاهش دهد.
محدودیتها
این مطالعات عمدتاً اضطراب همراه بیماری جسمانی را بررسی کردهاند، نه الزاماً تشخیص رسمی «اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی». CBT نباید موجب بیاعتنایی به نشانههای جدید یا خطرناک شود و مواجهه باید با محدودیتهای پزشکی سازگار باشد.
پیشگیری از عود
در پایان درمان، فرد فهرستی از علائم هشدار پزشکی، علائم معمول اضطراب، رفتارهای اجتنابی و اقدامات مناسب تهیه میکند. جلسات تقویتی میتوانند هنگام عود بیماری جسمانی یا بازگشت ترس مفید باشند.
درمان دوم: مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی و پذیرش
مبانی درمان
ذهنآگاهی به فرد کمک میکند احساسهای بدنی، افکار و هیجانها را بدون واکنش فوری مشاهده کند. پذیرش به معنای تسلیمشدن در برابر بیماری یا نادیدهگرفتن خطر نیست؛ بلکه یعنی فرد میان «داشتن یک احساس ناخوشایند» و «انجام واکنش شتابزده» فاصله ایجاد کند.
این رویکرد برای افرادی مفید است که مدام بدن خود را پایش میکنند، با هر نشانه وارد جنگ میشوند یا زندگی خود را تا زمان حذف کامل علائم متوقف کردهاند.
مراحل درمان
- آگاهی از بدن: فرد یاد میگیرد احساسهای بدنی را دقیق توصیف کند، بدون اینکه فوراً آنها را «خطرناک» بنامد.
- تمایز احساس و تفسیر: «قلبم سریع میزند» یک مشاهده است؛ «حتماً میمیرم» یک تفسیر است.
- تمرکز بر زمان حال: تمرین تنفس، مشاهده صداها و توجه به حواس برای کاهش غرقشدن در پیشبینی آینده به کار میروند.
- پذیرش کنترلنشدهها: برخی بیماریهای مزمن نوسان دارند. درمان به فرد کمک میکند در کنار عدم قطعیت، تصمیمهای سنجیده بگیرد.
- عمل متعهدانه: فرد فعالیتهای مهم زندگی را بر اساس ارزشها از سر میگیرد؛ حتی اگر مقدار محدودی اضطراب باقی مانده باشد.
تمرینهای درمانی
- مشاهده افکار بهعنوان رویداد ذهنی
- اسکن بدن با مدت کوتاه و هدایتشده
- تنفس آهسته بدون تلاش برای حذف فوری اضطراب
- تمرین «مکث، مشاهده، انتخاب»
- شناسایی ارزشهای خانوادگی، شغلی و شخصی
- برداشتن گامهای کوچک به سوی فعالیتهای ارزشمند
در افرادی که تمرکز بر بدن اضطراب را شدیدتر میکند، تمرینها باید کوتاهتر و بیشتر بر محیط بیرونی متمرکز شوند.
شواهد اثربخشی
در یک کارآزمایی تصادفی روی افراد مبتلا به پارکینسون، برنامه هشتهفتهای یوگای مبتنی بر ذهنآگاهی در مقایسه با تمرینهای کششی و مقاومتی، کاهش بیشتری در علائم اضطراب و افسردگی و بهبود بیشتری در کیفیت زندگی ایجاد کرد. شرکتکنندگان به بیماری عصبی واقعی مبتلا بودند، اما مطالعه مشخص نکرد که اضطراب همه آنان مستقیماً ناشی از سازوکار فیزیولوژیک پارکینسون بوده است.
این شواهد از ذهنآگاهی بهعنوان درمان کمکی حمایت میکنند، نه جایگزین درمان پزشکی یا CBT. نتایج مرورهای پژوهشی نیز کاملاً یکدست نیستند؛ بنابراین نباید آن را برای همه بیماران مؤثر دانست.
محدودیتها
ذهنآگاهی ممکن است در برخی افراد، بهویژه در شروع درمان، توجه به نشانههای بدن را افزایش دهد. وجود دلیریوم، روانپریشی فعال، بحران پزشکی یا اختلال شناختی شدید ممکن است اجرای آن را دشوار کند. تمرینهای حرکتی نیز باید با توانایی جسمانی بیمار تطبیق داده شوند.
پیشگیری از عود
تمرین کوتاه روزانه، پیوند تمرین با فعالیتهای معمول، ادامه رفتارهای ارزشمحور و مراجعه زودهنگام هنگام بازگشت اجتناب، از عناصر برنامه پیشگیری از عود هستند.

چرخه شناختی اختصاصی اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی
چرخه شناختی این اختلال اغلب با یک تغییر فیزیولوژیک واقعی و ناشی از بیماری جسمانی آغاز میشود. بااینحال، تفسیر فاجعهآمیز این تغییر، برانگیختگی بیشتر بدن و رفتارهای ایمنیبخش میتواند اضطراب را حتی پس از کنترل نسبی بیماری زمینهای تداوم دهد.
تغییر جسمانی واقعی، مانند تپش قلب ناشی از پرکاری تیروئید → فکر خودکار: «اتفاق خطرناکی در حال رخدادن است» → تفسیر تهدیدآمیز و فاجعهآمیز: «قلبم از کار میافتد» → ترس شدید یا وحشت → افزایش برانگیختگی بدن، مانند ترشح آدرنالین، تنفس سریع، تعریق و سرگیجه → رفتارهای اجتنابی یا ایمنیبخش، مانند بررسی مکرر نبض، بیحرکتماندن، اطمینانخواهی از دیگران یا مراجعه فوری و مکرر برای ارزیابی پزشکی → کاهش کوتاهمدت اضطراب → تقویت باور ناکارآمد: «اگر نبضم را بررسی نمیکردم یا فوراً کمک نمیگرفتم، اتفاق خطرناکی میافتاد» → افزایش حساسیت و توجه انتخابی به نشانههای بدن → تفسیر تهدیدآمیزتر تغییرات جسمانی بعدی → تداوم اضطراب.
نکته مهم این است که در این اختلال، نشانه جسمانی اولیه ممکن است واقعی و از نظر پزشکی معنادار باشد. بنابراین هدف درمان، نادیدهگرفتن علائم جسمانی نیست؛ بلکه فرد میآموزد نشانههایی را که طبق برنامه پزشکی نیازمند بررسی هستند از افزایش اضطرابی علائم، پایش افراطی بدن و رفتارهای ایمنیبخش غیرضروری تفکیک کند.
مطالعه موردی مبتنی بر یک مقاله علمی اصیل
منبع و معرفی مورد
این مطالعه موردی بر گزارش علمی Alguire و همکاران در سال ۲۰۱۸ مبتنی است. بیمار مردی ۶۴ ساله بود که سابقه طولانی اضطراب و افسردگی داشت و حدود ۱۳ سال تحت پیگیری روانپزشکی قرار گرفته بود.
شکایت اصلی و سابقه بالینی
او دورههایی داشت که شبها از خواب بیدار میشد و اضطراب شدید، استفراغ، لرزش و تپش قلب را تجربه میکرد. این دورهها چند بار در هفته یا ماه رخ میدادند. در سال ۲۰۱۱، بهدلیل یک دوره افسردگی دو ماه بستری شده بود. همچنین پنج سال سابقه فشار خون داشت.
خط زمانی
- آغاز و تداوم اضطراب و حملات برای حدود ۱۳ سال
- پیگیری روانپزشکی و دریافت درمان دارویی
- بستریشدن روانپزشکی در سال ۲۰۱۱
- مراجعه در بهار ۲۰۱۵ بهدلیل اسهال جدید
- انجام سیتیاسکن و شناسایی توده بزرگ غده فوقکلیوی چپ و ضایعات کبدی
- تأیید ترشح بسیار بالای کاتکولامینها
- تشخیص فئوکروموسیتومای بدخیم
- جراحی تومور و متاستازهای کبدی
- ازبینرفتن حملات عمده پانیک و بهبود چشمگیر اضطراب پس از درمان
یافتههای تشخیصی
تصویربرداری یک توده حدود ۱۸٫۲ در ۱۶٫۳ سانتیمتری در غده فوقکلیوی چپ و چند ضایعه کبدی نشان داد. بررسی ادرار ۲۴ساعته افزایش بسیار شدید متانفرینها و سایر کاتکولامینها را نشان داد. این یافتهها همراه با متاستازها، تشخیص فئوکروموسیتومای بدخیم را تأیید کردند.
تشخیص افتراقی
علائم بیمار در سالهای قبل شبیه اختلال پانیک و اضطراب شدید بودند. وجود فشار خون، حملات همراه با استفراغ، لرزش و تپش قلب و سپس کشف تومور ترشحکننده کاتکولامین نشان داد که یک علت جسمانی مهم در ایجاد علائم نقش داشته است.
مفهومسازی مورد
مقاله اطلاعات کافی برای نسبتدادن عوامل زمینهساز روانشناختی ارائه نمیکند؛ بنابراین نباید ویژگی شخصیتی یا تجربهای به بیمار نسبت داد. عامل فیزیولوژیک مستند، ترشح بسیار بالای کاتکولامین از تومور بود. ممکن است سالها تجربه حملات نیز ترس شرطی و نگرانی از تکرار را تقویت کرده باشد، اما گزارش اصلی این موضوع را بهصورت مستقیم اندازهگیری نکرده است.
مداخله و پیامد
پس از جراحی تومور و ضایعات کبدی، حملات عمده پانیک کاملاً از بین رفتند و اضطراب بهطور قابلتوجهی کاهش یافت. داروهای روانپزشکی بهجز مقدار نگهدارنده بسیار پایین ونلافاکسین قطع شدند.
نکات آموزشی
این مورد نشان میدهد اضطراب مقاوم و غیرمعمول میتواند گاهی نشانه یک بیماری نادر جسمانی باشد. بااینحال، یک گزارش موردی نمیتواند ثابت کند که فئوکروموسیتوما علت شایع حملات پانیک است. بیشتر افراد مبتلا به پانیک چنین توموری ندارند و آزمایش آن فقط در صورت وجود نشانههای بالینی مناسب توجیه دارد.
راهکارهای کمک به خود
- درمان و آزمایشهای بیماری جسمانی را منظم پیگیری کنید.
- داروهای پزشکی یا روانپزشکی را خودسرانه قطع نکنید.
- زمان، موقعیت، نشانههای جسمانی و مدت حملات را ثبت کنید.
- از پزشک بخواهید نشانههای اورژانسی را بهطور روشن مشخص کند.
- میان «برنامه اقدام پزشکی» و «اطمینانخواهی مکرر» تفاوت بگذارید.
- مصرف کافئین، نوشیدنیهای انرژیزا، نیکوتین و مواد محرک را کاهش دهید.
- خواب منظم و فعالیت جسمانی متناسب با نظر پزشک داشته باشید.
- از بررسی مکرر نبض، فشار خون یا اینترنت، فراتر از برنامه پزشکی خودداری کنید.
- فعالیتهای اجتنابشده را پس از تأیید ایمنی، بهتدریج از سر بگیرید.
- هنگام اضطراب، بازدم را کمی طولانیتر کنید و توجه را به محیط برگردانید.
- از الکل یا داروهای آرامبخش دیگران برای کنترل علائم استفاده نکنید.
- اگر اضطراب پایدار مانده است، از درمانگر آشنا با بیماریهای جسمانی کمک بگیرید.
این راهکارها جایگزین ارزیابی پزشکی یا روانشناختی نیستند. هر علامت جدید، شدید یا متفاوت باید بر اساس برنامه پزشک بررسی شود.
پیشگیری اولیه، پیشگیری ثانویه و پیشگیری از عود
پیشگیری اولیه
همیشه نمیتوان از این اختلال پیشگیری کرد؛ زیرا بعضی بیماریهای زمینهای ناگهانی یا اجتنابناپذیرند. بااینحال، کنترل منظم بیماریهای تیروئیدی، قلبی، تنفسی و متابولیک، آموزش درباره آثار داروها، خواب کافی، کاهش محرکها و مراجعه در صورت تغییر غیرمعمول علائم میتواند خطر تشدید را کاهش دهد.
پیشگیری ثانویه
هدف، شناسایی زودهنگام است:
- غربالگری اضطراب در کلینیکهای غدد، قلب، ریه و مغز و اعصاب
- ارزیابی پزشکی در اضطراب جدید یا غیرمعمول
- توجه به اضطراب مقاوم به درمان
- بررسی ارتباط زمانی با بیماری
- پرهیز از تشخیص عجولانه «همهچیز عصبی است»
- پرهیز از انجام آزمایشهای نامحدود بدون نشانه بالینی
پیشگیری از عود
- پیگیری بیماری زمینهای و نشانگرهای آن
- شناخت نشانههای اولیه عود جسمانی
- ادامه مهارتهای CBT یا ذهنآگاهی
- بازگشت سریع به فعالیت پس از حمله، در صورت ایمنبودن
- محدودکردن رفتارهای بررسی و اطمینانخواهی
- داشتن برنامه کتبی برای زمان مراجعه
- جلسات تقویتی رواندرمانی
- ارزیابی مجدد در صورت تغییر الگوی حملات
زمان مراجعه به روانشناس یا روانپزشک
مراجعه تخصصی ضروری است اگر:
- اضطراب پس از کنترل بیماری جسمانی ادامه یافته باشد؛
- حملات موجب اجتناب از کار، ورزش، سفر یا تنها ماندن شوند؛
- فرد دائماً بدن خود را بررسی کند؛
- خواب، روابط یا عملکرد شغلی آسیب دیده باشند؛
- اطمینانخواهی و مراجعههای پزشکی کنترلناپذیر شوند؛
- افسردگی، ناامیدی یا مصرف مواد وجود داشته باشد؛
- تشخیص جسمانی و روانشناختی هنوز روشن نباشد.
مراجعه فوری به اورژانس لازم است اگر اضطراب همراه با درد جدید یا شدید قفسه سینه، غش، ضربان بسیار نامنظم، ضعف یکطرفه، اختلال تکلم، گیجی، تنگی نفس شدید، کبودی، سردرد ناگهانی بسیار شدید، فشار خون بحرانی یا علائم افت شدید قند باشد.
در صورت افکار خودکشی، برنامه آسیبزدن به خود یا ناتوانی در حفظ ایمنی، فرد باید فوراً از خدمات اورژانسی و حمایت یک فرد قابلاعتماد استفاده کند.
بطور خلاصه: اگر اضطراب، حملات ناگهانی، تپش قلب یا ترس از نشانههای جسمانی بر آرامش، روابط، کار یا فعالیتهای روزانه شما تأثیر گذاشته است، ارزیابی همزمان پزشکی و روانشناختی میتواند به روشنشدن علت و انتخاب مسیر درمان کمک کند.
برای دریافت ارزیابی روانشناختی و هماهنگی جلسه میتوانید از طریق صفحه تماس با دکتر محمد کیانبخت اقدام کنید. در صورت وجود علائم جسمانی شدید یا نشانههای اورژانسی، ابتدا به خدمات فوریتهای پزشکی مراجعه کنید.
پرسشهای متداول
1. آیا این اختلال همان اضطراب ناشی از نگرانی درباره بیماری است؟
خیر. نگرانی درباره پیامدهای بیماری یک واکنش روانشناختی است. در این اختلال، شواهد نشان میدهند خود بیماری از راه اثر فیزیولوژیک، عامل اصلی اضطراب است.
2. آیا پرکاری تیروئید میتواند حمله پانیک ایجاد کند؟
پرکاری تیروئید میتواند تپش قلب، لرزش، تعریق، بیخوابی و اضطراب ایجاد کند و گاهی به حملات شبیه پانیک منجر شود. تشخیص به آزمایشهای تیروئید و ارزیابی بالینی نیاز دارد.
3. آیا با درمان بیماری جسمانی اضطراب کاملاً برطرف میشود؟
در بعضی افراد بله، اما در دیگران ترس از نشانههای بدن، اجتناب یا اضطراب همراه ادامه پیدا میکند و به رواندرمانی نیاز دارد.
4. چه کسی این اختلال را تشخیص میدهد؟
تشخیص معمولاً حاصل همکاری پزشک، روانپزشک یا روانشناس است. پزشک علت جسمانی را بررسی میکند و متخصص سلامت روان سایر اختلالات را ارزیابی میکند.
5. آیا آزمایش خون برای تشخیص کافی است؟
خیر. آزمایش ممکن است بیماری زمینهای را نشان دهد، اما برای تشخیص روانپزشکی باید ارتباط مستقیم، افت عملکرد و تشخیصهای جایگزین نیز بررسی شوند.
6. آیا درمان شناختی رفتاری بیماری جسمانی را درمان میکند؟
خیر. CBT بیماری جسمانی را درمان نمیکند؛ اما میتواند فاجعهسازی، اجتناب، ترس از علائم و افت عملکرد را کاهش دهد.
7. آیا هر حمله پانیک نیازمند بررسی کامل قلب و غدد است؟
خیر. بررسی بر اساس سن، سابقه، معاینه، الگوی حملات و نشانههای هشدار انجام میشود. آزمایشهای غیرضروری ممکن است اضطراب را بیشتر کنند.
داستان نمادین: ضربانهایی که راز داشتند
شخصیتها و رویدادهای این داستان تخیلی هستند.
مریم نخستینبار هنگام مرتبکردن کتابهای کتابخانه احساس کرد قلبش با سرعت عجیبی میزند. دستهایش لرزید و گرمای تندی از گردنش بالا رفت. با خودش گفت: «این همان حملهای است که مادرم دربارهاش حرف میزد؛ باید آرام باشم.»
اما آرامکردن خودش فایدهای نداشت. در هفتههای بعد، حملهها هنگام استراحت هم میآمدند. مریم قهوه را کنار گذاشت، از پله استفاده نکرد و هر شب نبضش را ثبت کرد. همسرش، آرمان، مدام میگفت: «حتماً استرس کار است.» مریم هم کمکم باور کرد که توان کنترل ذهنش را از دست داده است.
روزی در جلسهای، صدایش لرزید و مجبور شد اتاق را ترک کند. همان عصر، آرمان متوجه شد لباسهایش گشاد شدهاند؛ درحالیکه اشتهایش کم نشده بود. مریم همچنین شبها از گرما پنجره را باز میگذاشت و بهسختی میخوابید.
پزشک پس از شنیدن شرح کامل علائم، آزمایش تیروئید درخواست کرد. نتیجه نشان داد بدن مریم در وضعیتی قرار گرفته که میتوانست ضربان قلب، لرزش و بیقراری را افزایش دهد. درمان پزشکی آغاز شد و طی هفتهها شدت حملهها کمتر شد.
بااینحال، مریم هنوز از پله میترسید. هر افزایش ضربان را شروع یک فاجعه میدانست. او در رواندرمانی یاد گرفت میان «نشانهای که باید طبق برنامه بررسی شود» و «ترسی که از خاطره حمله تغذیه میکند» تفاوت بگذارد.
چند ماه بعد، مریم دوباره از پلههای کتابخانه بالا رفت. قلبش کمی سریعتر زد. مکث کرد، دستش را روی نرده گذاشت و گفت: «بدنم در حال حرکت است؛ من هم میتوانم حرکت کنم.»
جمعبندی
اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمانی زمانی مطرح میشود که اضطراب یا حملات پانیک پیامد مستقیم فیزیولوژیک یک بیماری باشند. همزمانی بیماری و اضطراب برای تشخیص کافی نیست و باید ارتباط زیستی و زمانی معناداری وجود داشته باشد.
پرکاری تیروئید، فئوکروموسیتوما و برخی بیماریهای قلبی، تنفسی، عصبی و متابولیک میتوانند در تشخیص افتراقی قرار گیرند. درمان بیماری زمینهای در اولویت است، اما اضطراب آموختهشده، اجتناب و حساسیت به نشانههای بدن ممکن است پس از کنترل بیماری باقی بمانند.
درمان شناختی رفتاری تطبیقیافته و مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی میتوانند بهعنوان درمان کمکی مفید باشند، ولی شواهد اختصاصی درباره خود این تشخیص محدود است. ارزیابی هماهنگ پزشکی و روانشناختی، از یکسو مانع تأخیر در تشخیص بیماری جسمانی و از سوی دیگر مانع نادیدهگرفتن نیازهای روانشناختی میشود.
References
Alguire, C., Chbat, J., Forest, I., Godbout, A., & Bourdeau, I. (2018). Unusual presentation of pheochromocytoma: Thirteen years of anxiety requiring psychiatric treatment. Endocrinology, Diabetes & Metabolism Case Reports, 2018, 17-0176. https://doi.org/10.1530/EDM-17-0176
American Psychiatric Association. (2022). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed., text rev.). American Psychiatric Association Publishing. https://doi.org/10.1176/appi.books.9780890425787
Bonnert, M., Nash, S., Andersson, E. M., Bergström, S. E. E., Görling, J., Janson, C., Särnholm, J., & Almqvist, C. (2026). Online cognitive behaviour therapy for asthma-related anxiety: A randomised controlled trial. Thorax. Advance online publication. https://doi.org/10.1136/thorax-2025-223886
Chopra, R., Kalaria, T., Gherman-Ciolac, C., Raghavan, R., Buch, H. N., & Kar, N. (2023). Impact of hyperthyroidism and its treatment on the outcome of mental health, occupational functioning, and quality of life: A naturalistic, prospective study. Indian Journal of Psychiatry, 65(5), 586–594.
Read more
Cramon, P., Winther, K. H., Watt, T., Bonnema, S. J., Bjorner, J. B., Ekholm, O., Groenvold, M., Hegedüs, L., Feldt-Rasmussen, U., & Rasmussen, Å. K. (2016). Quality-of-life impairments persist six months after treatment of Graves’ hyperthyroidism and toxic nodular goiter: A prospective cohort study. Thyroid, 26(8), 1010–1018.
Hynninen, M. J., Bjerke, N., Pallesen, S., Bakke, P. S., & Nordhus, I. H. (2010). A randomized controlled trial of cognitive behavioral therapy for anxiety and depression in COPD. Respiratory Medicine, 104(7), 986–994.
Katzman, M. A., Bleau, P., Blier, P., Chokka, P., Kjernisted, K., Van Ameringen, M., & Canadian Anxiety Guidelines Initiative Group. (2014). Canadian clinical practice guidelines for the management of anxiety, posttraumatic stress and obsessive-compulsive disorders. BMC Psychiatry, 14(Suppl. 1), S1.
Kwok, J. Y. Y., Kwan, J. C. Y., Auyeung, M., Mok, V. C. T., Lau, C. K. Y., Choi, K. C., & Chan, H. Y. L. (2019). Effects of mindfulness yoga vs stretching and resistance training exercises on anxiety and depression for people with Parkinson disease: A randomized clinical trial. JAMA Neurology, 76(7), 755–763. https://doi.org/10.1001/jamaneurol.2019.0534
Moonen, A. J. H., Mulders, A. E. P., Defebvre, L., Duits, A., Flinois, B., Köhler, S., Kuijf, M. L., Leterme, A.-C., Servant, D., de Vugt, M., Dujardin, K., & Leentjens, A. F. G. (2021). Cognitive behavioral therapy for anxiety in Parkinson’s disease: A randomized controlled trial. Movement Disorders, 36(11), 2539–2548. https://doi.org/10.1002/mds.28533
Shang, L., Zhang, L., Zhao, Y., Cong, A., Xu, P., Lv, P., Ding, H., Wang, H., Huang, Q., Li, J., & Wang, G. (2025). Prevalence, correlates, and treatment: Epidemiological survey of common mental disorders based on DSM-5 in Beijing, China. Psychological Medicine, 55, e373.
Starkman, M. N., Zelnik, T. C., Nesse, R. M., & Cameron, O. G. (1985). Anxiety in patients with pheochromocytomas. Archives of Internal Medicine, 145(2), 248–252.
About the Author
دکتر محمد کیانبخت
روانشناس بالینی | پژوهشگر
Dr. Mohammad Kianbakht
Clinical Psychologist | Researcher
Dr. Mohammad Kianbakht is a Clinical Psychologist and Researcher specializing in psychological assessment, psychotherapy, and evidence-based mental health education. He is committed to providing accurate, accessible, and scientifically grounded information for clinicians, students, and the general public.
Google Scholar
https://scholar.google.com/citations?user=-n-rN2MAAAAJ&hl=en
LinkedIn
https://www.linkedin.com/in/mohammadkianbakht
Psychology and Counseling Organization of Iran (PCO)
https://my.pcoiran.ir/member/31267/9ae81aff-8756-4aae-9786-81bba3669b08/
Official Website
https://drkianbakht.ir
